mY HearT wIll alWaYs bE whIt U

 

.

.

دوکسسسسسسسسیا این اپم خهلی غمگینه..

خیلی..

حداقل واسه من خهلی غمگینه..

از انجایی که همه میدونید که فردا باید بریم مدلسسسسسسسسسه

+اینکه بنده اراده ی فوق العاده ای واسه دکی شدن و اینا داریم بسیار کمتر میایم وب..+اینکه تا ساعت ۳ هرروز مدلسه ام ای خداااااااااااااا نمیتونم دیگههههههه

و تقریبا دیگه وب تعطیل

 اگرم باپم کسیرو نمیتونم خفر کنم ولی فک نکنین از شششششششرم خلاص میشیدا ..

عید و تابسفون دیجه درخدمتم..

 

 

بچه ها وبمو تهنا نذالینا لوسه گلیه میکنه..

دلم برا همتون"".""میشه..

بچه ها اگه فراموشم کنین دعا میکنم تو گوشتون مگس بره..

کچل بشید و اینا..

من همیشه دوسمتون داششششتم

تورو خدا اشکاتونو پاک کنین..

میدونم دلتون برام تنگ میشه..

دوباره میام

وااااااااااای یکی واسه اون اب قند ببره..

 عجیجم اخه چلا انقد خودتو اذیت میکنی برمیگردم..

 

 

دوکسا عکسمو گذاشته بودم ولی به دلایلی برداشتمش.. 

 

سلام نکردم که خدافچی هم نکنم..

 

 

دختر بچه

 

جالبه که سالها..

به سرعت از کنار ما میگذرن..

انگار همین دیروز بود که تو تو زندگیم بودی..

تو همیشه میخواستی منو تو ما شیم..

ولی من هنوز خیلی جوون بودم..

ازادانه زندگی میکردم..

اگه الان میتونستی منو ببینی..

میدیدی که من دیگه همون دختر بچه ای نیستم..

که اشکتو دراورد..

تو خودتو برای من میخواستی..

من ندیدم.....!!

تو درون من جان سپردی..

کاش نجاتت میدادم..

اه.....!

ارزو میکنم کاش الان پیشم بودی..

من فک میکردم همه چیو میدونم..

چقدر اشتباه فکر میکردم..

همه ی اینا الان باعثه ضعفم میشه..

اگه فقط الان میتونستی منو ببینی..

میدیدی که من دیگه همون دختر بچه ای نیستم..

که اشکتو دراورد..

میدیدی حالا دیگه معنیه همه ی دوست داشتناتو میفهمم..

اما حیف خیلی دیره..

خیلی دیر..

تو خودتو بخشیدی..

من ندیدم..!

تو درون من جان سپردی..

کاش نجاتت میدادم..

اه.....!

کاشکی الان کنارم بودی..

بعضی وقتا کسی رو ازار میدی که خیلی دوسش داری..!!

و بعضی وقتا کسایی رو که خیلی کمتر دوست دارن برای خودت نگه میداری..!!

و بعضی وقتا هم میبینی و میفهمی که برا برگردوندن اونایی که دوست داشتن خیلی دیر شده..

تو خودت رو به من بخشیدی..

من ندیدم..!

تو درونم جان سپردی..

ای کاش نجاتت میدادم..

اه.....!!

بگو که منو میبخشی.........!

 

...

 

 

از توی کتاب چشمات قصه ی شادی رو بردن..

من بمیرم واسه قلبت که غمو بهش سپردن..

تو نگات یه دنیا غصه س ولی رو دنیا میخندی..

پشت پا زدن به قلبت ازشون تو دل نکندی..

فصله خاموشی خورشید..

هیچکسی نموندو موندی..

واسه روشن شدن راه ارزوهاتو سوزوندی..

خسته و دلخور شدی از دست زمین و اسمون..

سکوتتو دوس ندارم..

بازم بخون بازم بخون..

اخر تموم شعرات سه تا نقطه چین میذاشتی..

من میدونم که چقدر غم پشت اون نقطه ها داشتی..

حالا قلب سرسپردت شده اواره ی باد..

تشنه ی یه حرف کهنه س..

یه جرقه واسه فریاد..

خم نکن سرت رو هیچوقت..

تو همیشه سربلندی..

حتی تو قحطی نورم دل به سایه نمی بندی..

خسته و دلخور شدی از دست زمین و اسمون..

سکوتتو دوس ندارم..

بازم بخون بازم بخون..

 

 

 

خیلی وقته

  

خیلی وقته تو رو میخوام..

دردت افتاده به جونم..

خیلی وقته نمیتونم..

جز چشات چیزی ببینم..

خیلی وقته مثل آتیش..

افتادی به قلب خستم..

خیلی وقته میسوزونیم..

خیلی وقته من شکستم..

عاشق رنگ چشاتم..

دیوونهء ناز حرفات..

اینو تو بدون که قلبم..

جز تو هیچیو نمیخواد..

داشتن تو آرزومه..

بودن تو در کنارم..

تو نباشی من خزونم..

تو که باشی من بهارم..

تو رو میخوام و میدونی..

میخوام باشی تو پناهم..

میخوام باشی توی چشمام..

میخوام باشی تو نگاهم..

خیلی وقته که به یادت..

میخونم شعر و ترانه..

گریه میکنم تو شبهام..

خیلی وقتا بی بهانه..

بیا تو بهانه ام باش..

واسه ی نفس کشیدن..

همه دنیا زیر پامه..

واسه ی به تو رسیدن

ابژیا داداشا این شعر از کیوان ژونه..

 

اینم وبشه..

قفس غم

http://gafasegham.blogfa.com

 

 

 

منو به زندگی برگردون

 

 چه جوری میتونی به چشمهام مثل درهایی نگاه کنی که تورو به ذاتم هدایت میکنن؟

جایی که بدون وجودت یخ زده ام..

بدون روح..

احساسم جایی سرد به خواب رفته..

 تا وقتی که پیداش کنی و برش گردونی..

از درون بیدارم کن..

اسممو صدا بزن و از تاریکی نجاتم بده..

قبل از اینکه از دست برم..

خونمو به جریان درار..

از این چیز پوچی که شدم نجاتم بده..

حالا که میدونی بدون وجودت چیزی نیستم..

نمیتونی همین جوری ولم کنی و بری..

به من نفس بده و منو واقعی کن..

منو به زندگی برگردون..

از درون بیدارم کن..

اسممو صدا بزن و از تاریکی نجاتم بده..

بدون تو و بدون عشقت از درون یخ زده ام..

بین این همه مرده فقط تو زنده ای..

باورم نمیشه که توی همه ی این سال ها ندیدمت..!!

تو جلوی چشمام بودی و حست نکردم..

مثل اینکه هزاران سال خواب بودم..

و الان باید چشمامو باز کنم..!

بدون فکر بدون روح بدون صدا..

نذار اینجا بمیرم..

منو به زندگی برگردون..