.

.

دستاتو که ول کردم گم شـــــــــــــدم..

برگشـــــــتم تو نبودي.....

دلم لرزيــــــــ ـ ـد

روياهام و ارزوهام تو قلبه تنهام پوسيد...

حالا ديگه خيلي ازم دوري و ازت دورم..

اما بوي عطرت و مزه لبات هنوز اينجاســــ با بغضم نميشگنه و با اشگام نميرهــــ

ميخوام همشو بالا بيارم رو خاطرات اون تكروز بودنتــــــ

 

 

شاید!
شعر همین است
که من عاشق تو باشم
و تو
با هر که می‌خواهی...

 

.

.

مثه یه صبه عادی رو سیــــــــــــــــــ ـم

مثه تمام روزايي كه از درخت دل كندن نداشتي...

 

از خواب ميپــــــــــــــري..

و سر      به    هــــــــــــــوا..

تا نوك شاخه بالا ميري

بالا ميري اونقد كه ا زندگي ميفتي..

ديگه نه بالي ميزني

نه جيكت درمياد..

همه چي تموم ميشه خيلي عادي..

مثه هميشه..

 

 

.

.

تو ستاره ی سوختنی روشـــــــــــــــــــــــــــني..

كه توو جنگله شبام غرق شدي..

تو تنها كسي هستي كه تو اين دنيا محكم نگرم ميداره..

تو رو موجاي ساكت و ابـــــــ ـي خوابيـــــــــ ـدي...

پايينِ پايين تو تاريكيِ روياهام..

تو تنها رويايي كه واقعيت پيدا ميكنه..

من فقط منتظر تو بودمـــــــــــ

تو ستاره ي سوختني كه تو خيالم ميسوزي..

من اونيم كه نتونستم ببينمت و حالا بدونـــ عشقيــــــ كه بم داديـ زنده نميمونم..

من چقد سرگردون بودم توو اسمونم..

توو منو به زمين رسوندي..

 

 

 

 

 

 

 

بیا کلّي بی حیا شیم

اونقد که خودمونم نفهمیم چه غلطی میکنیم

و اونموقهــــــ که دیگه چیزی برا ا دست دادن نداشتیم

بخندیم...

بلند بلند

و بعد

های های گریه کنیم

دوباره یه عالمه دیوونــــــــــــــه بازی

 بعد قول بدیم كه به هیچ کس نگيـــــــم اون راز كوچولويه بينمونو..

 

 

شخم ميزنم چشامو..

و يه دونه رويا ميكارم..

توي باغچه ي خشك و خاليـــــــــــه روحم

شايد امشــــــــ ـب وقتي خواب بودم..

موهاي دلتنگمو نوازشـــ كني

تظاهر ميكني كه پيشم نيستي..

منم مثه هميشه تظاهر ميكنم كه هستيــــــ پيشمي

 

همسترام

 

 

دلم همستراي بي غممو ميخواد..

با اونهمه بچه هاشونو..

چرخو فلكشون كه هميشه ميچرخيد و دنياشون بود

دلم برا تردميل بازيشون رو دس‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍تام تنگ شـــــــــــــــده..

به اوج ميرسيدن..

و وقتي با عشق غذاشونو ا لپاشون درمياوُردن

برقِ چشاشونــ يادمه

همستــــــــــــــــــــــــــــرام

 كجايين؟؟

 

 

 

 

 

 

بین اینهمه تُنگ فقط به سطل اشغال فك كن ماهي..!!
وقتي همه كابوسات دُرس ا اب دربيان..نترس

ديگهـ نميخواد ا چيزي بترســــــــــــــــي..كيفـ دارهــــــــ

من همون اوارم همون اتاقي ميشم كه قراره بريزه روت..

حالا فك كن كه اين اجـُــــــــــــــــ ـرا همون رختخواب گرم ديشبنـــــــ

بيا پيشم.

دستـــــــــ ـمو بگير..

بم بچسب..
يه كاري كــــــــــــــــــــن كه پاهات ا پتو بيرونـ نمونه

كهــــــــ نكنه سگاشون اين اخرينـــــ رويامونو خــــــــراب كنن..