.
دستاتو که ول کردم گم شـــــــــــــدم..
برگشـــــــتم تو نبودي.....
دلم لرزيــــــــ ـ ـد
روياهام و ارزوهام تو قلبه تنهام پوسيد...
حالا ديگه خيلي ازم دوري و ازت دورم..
اما بوي عطرت و مزه لبات هنوز اينجاســــ با بغضم نميشگنه و با اشگام نميرهــــ
ميخوام همشو بالا بيارم رو خاطرات اون تكروز بودنتــــــ
شاید!
شعر همین است
که من عاشق تو باشم
و تو
با هر که میخواهی...