هنوز تجربت نکردم

بین میخ و دیوار و طناب..

اما لبات

با مزه شکلات و خون

پاک خُلم میکنه..!!

 

 

 

خواب
مرا نمی برد
تو را می اورد
بی آنکه باشی...!

تف به این روزا

 

...

.

.

در حیاط خانه ای کناره یک رود...

اســـــــــــــ ـوده در غبار نيمروز..

خندان در سبـــــــــــــــــزه ها و بي او..

پرنده ي زرد،در خواندن و پريدن..تو تنهايي..

در خوانــــــــــــــ ـدن و رفتــــــــــن....

بيد گريان در ابـــــــ

دست تكان ميدهد براي دل تنهايت..

تاب ميخورد در لب پره ها و ني ها..

در اين سفـــــــــــــــــ ــر...

اتشفشاني را در خورشيد ديد..

هزاران فرسنگــــــ مهتاب دورتر..!

 

 

هميشه هرجا باشم دوس دارم اسمونشو ببينم..

خب واسه كسي كه عاشقه پرواز كردنهـــــــــ

اســــــــــمون حرف اولو ميزنه..

اونم پرواز توو اين اسمونه ابري..خيلي لذت داره..!!

 

كسي چه ميدونه فردا زنده ميمونه يا نه..!

پس حرفاتو بزن تا دير نشــــــــده..

مثه من كه هميشه ميگم...

دوست دارم...

 

 

چه رویای پوچی..

یه لحظه خواستم باشی و غافلگیر بشم.. درس پشت سرم.. دستات.. نفست..يه پك عميق زدم و درو باز كردم..

نبوديـــ

درو بستم و تکیه دادم بش.. اشک توو چشمام.. بغض توو گلوم..

دیگه اينجاها نيستي.. فرار ميكنم از اين خاطرات همين حالا

 

 

.

.

چه ارامشیه تو این انتظار..

و تو این اندوه چه شادمانی پنهون شدهـــــــــــ..

قشنگ ترين شعرامو تو خوابام جا ميذارم..

و تو بيداري همشون گمـــــــــــ ميشن و پيداشون نميكنم....

نميدونم چرا تو خوابم يادم ميره كه فراموشكارم

نفساي خورشيدو رو شـــــــــــــــــونم حس ميكنــــ ـم

خستم..

بيدارم نكن از اين بي خوابي..

 

 

i'd love to kill u

.

.

i'd love to kill u with a kiss

i'd like to strike u down with bliss

i'd like to tie u up in knots

until your heart stops

 

 

i'd love to kill u with a glance

i'd like to put u in a trance

i'd like to drug u with my scent

and use u in a moment

 

 

i'd love to kill u as u eat

the pleasure would taste so sweet

i'd like to open up your skin

and wander there within

 

 

i'd love to kill u by a stream

where no One can hear my baby scream

and then i'd run away and be free

the sweetest victory....

 

 

i love to watch u in your sleep

cause u dont have power over me

and when you'r awake i'm undone

 under your spell

in hell

 

 

امشب پری کوچکی میشوم با بالهای سبز

با چشمهایی کهربایی

موهای آبی... لبهای طلایی

و پنهان میشوم در بطری ِ شراب ِ سُرخت...

تا صبح آرام میخوابم

و فردا که تو چشمهایت را باز کنی مرا سر میکشی

یه بارم مست ِ من باش... بدون اینکه بدونی...