یه روز میگذره بعد اونیکی..عشق خاکستری میشه
مثه پوست كبود دخترا تو نقاشياتــــــ
شبات میگذرن و روزات..اما توئه اشغال هنوزم هموني هستي كه بودي
اما من پیرتر شـــــــــــدم..
تــــــــو سردتر شدي
ديگه هيچي خوشي ندارهـــــ
منم ميتونم حس كنم كه ديگه يكي ا نوبتام رسيده..
سرد شدم مثه لبه تيغ..
سخت مثه شريان بند
خشك مثه طبل تشييع جنازه
برو تو اتاقم
توي چمدون سمت چپ
تبر محبوبمو پيدا كن
وحشت نكن
اين فقط يه حال گذراست..
اين فقط يكي از روزاي گنده منه..
دوس داري تلويزيون ببيني؟
يا لاي ملافه ا قايم شي؟
يا به اون جاده ي خلوت فك كني؟و يه سيگارر بذارم گوشه ي لبات
دوس داري يه چي بخوري؟؟
هه نميخواي مثلا خودتو بزني
يا بم هرهر بخندي؟
يا ساكت بشينيو من فقط نگات كنم؟؟
ديگه انگار هيچيو نميخواي
اصن چيزيو دوس داري؟
دوس داري تلاشمو ببيني؟
يــــــــا دوس داري يكيو خبر كني ها؟؟جمع دو نفرمون بت حال نميده
اخه
فك كنم وقتش رسيده كه بس كنم نه؟
چرا فرار ميكني؟؟؟؟
نروووو
لطفاااا
بت احتياج دارم