بیا کلّي بی حیا شیم

اونقد که خودمونم نفهمیم چه غلطی میکنیم

و اونموقهــــــ که دیگه چیزی برا ا دست دادن نداشتیم

بخندیم...

بلند بلند

و بعد

های های گریه کنیم

دوباره یه عالمه دیوونــــــــــــــه بازی

 بعد قول بدیم كه به هیچ کس نگيـــــــم اون راز كوچولويه بينمونو..

 

 

شخم ميزنم چشامو..

و يه دونه رويا ميكارم..

توي باغچه ي خشك و خاليـــــــــــه روحم

شايد امشــــــــ ـب وقتي خواب بودم..

موهاي دلتنگمو نوازشـــ كني

تظاهر ميكني كه پيشم نيستي..

منم مثه هميشه تظاهر ميكنم كه هستيــــــ پيشمي