بیا کلّي بی حیا شیم
اونقد که خودمونم نفهمیم چه غلطی میکنیم
و اونموقهــــــ که دیگه چیزی برا ا دست دادن نداشتیم
بخندیم...
بلند بلند
و بعد
های های گریه کنیم
دوباره یه عالمه دیوونــــــــــــــه بازی
بعد قول بدیم كه به هیچ کس نگيـــــــم اون راز كوچولويه بينمونو..
شخم ميزنم چشامو..
و يه دونه رويا ميكارم..
توي باغچه ي خشك و خاليـــــــــــه روحم
شايد امشــــــــ ـب وقتي خواب بودم..
موهاي دلتنگمو نوازشـــ كني
تظاهر ميكني كه پيشم نيستي..
منم مثه هميشه تظاهر ميكنم كه هستيــــــ پيشمي
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۱۱ ساعت 6:11 PM توسط нαsтi
|