تو اون دوردورا یه روبانه سیاه

میچرخه و نقطه ی بازگشتی نداره..

بالای خیالم و بالای این عروسکای شکستنی..

تنها ایستادم..

حواسم میچرخه و یه جاذبه ی کشنده این پایین محکم نگرم داشته..

چجوری میتونم لبخند بزنم و بگم ازادم؟؟

میخوام فرار کنم..!!

نمیتونم چشامو از این اسمونه چرخون بردارم..

زبونم بسته و پیچیدس فقط یه موجوده زمینی و نابجام..

بالهام از نوک داره یخ میزنه یه سری هشدار های فراموش شده..

من بودم که فک میکردم حسابه همه چیزو کردم..

ولی حالا یخ زدن و نمیتونم..

چیزی نیس که منو به خونه برسونه..

بی بار و خالیو سنگ شده

روحم درگیره که پروازو یاد بگیره..

زمینگیر شده اما بازم تلاش میکنه..

نمیتونم از این اسمون ابیه چرخون چش بردارم..

زبون بسته و شکستنی و زمینی و نابجا

بر فراز سیاهی..

سایمو درحال پرواز میبینم..

از گوشه ی چشمانه اشکبارم..

رویاییرو میبینم که نوره سپیده دم تهدیدش نمیکنه..

میتونم این روحو از لای سقف شب پرتاب کنم..

زندگی معلق..!

 

 

 

 

 

who are you my Tiny Alien

why do you love to hide

who are you my tiny alien

what can you see inside

i wont make a sound

i wont shoot u down

with my science and reliance on everything i thought i knew

when you'r not of this earth

you wont know what you'r worth

you've just got to take the pressure together

or you'll never survive in this world

tiny alien

who are you my tiny alien

what are u here to do

who are u my tiny alien

how can i talk to you

what's my DNA

can you make it change

so i can gain new insight and take flight

and never feel any pain

just how far can you fall

when you still feel so small

will u love me through the sorrows tomorrows

whatever the future will bring

tiny alien

who are you my tiny alien

we are just skin and bones

who are you my tiny alien

why are we so alone