fear
حالا که از زنجیرا رها شدم..ترســـــــــــــــــش تو ذهنمه..همه ي لحظــ ـ ـه هامو گرفته..
تو يه چــــــــــــــيزه بيچاره..شيرين و بي گناهــــــــــــ ـ ـ ـ ـي..
چشماتو پاك كن و تصديق كن..
ميدوني..
تو زنـــــــــــــــده اي تا منو خورد كنــــــــــــ ـ ــ ـي..تكذيب نكن!!
قرباني شـــــــــــــــــــــــــــــــيرين
يه روز خواستم اسمتم فراموش كنم و يه روزي خواستي تو درده گمشدم غرق شي..
دوسـت داشتي كه ازت متنفر باشم نه؟؟
من قربانيه توام..
من تو تاريـــــــــــــــــــ ـكي رويـــــــا ميبينم..ميخوابم تا بميرم..
ارامشمو نابود كـــــــــــــــــن..زندگيمو..
زندگيمو محــــــــو كن!!
خاكستراي احساسم روزو سياه ميكنه..هه!
يه دنيـــــــــــاي ناچيز منو كنار ميزنه..
تو..
تو فقط يه چيزه بيچاره و شيرين و بيگناهي..اشكاتو پاك كــــــــن..
من خنده هاشونو گرفتم..اونارو ماله خودم كردم
روحـــــــــــــــــــــمو فروختم..ببين.....
روشناييتو خاموش كردم..
الان ميفهمم چيم..يه دزد..يه هرزه..يه دروغگووو
من دنبالـــت اومدم..اسمتو از اون دورا فرياد زدم..تورو اونجـــــــــــــــــــا ديدم!!
دور تر از دستام
نسبت بهت سستم..كرخ و ناشنوا و نابينا
همه چيو بم دادي ولي علتو چرا؟؟
بت رسيدم اما چيزيو حس نكردم..نه تو نه عشقت هيچ چــــــــــــــ ــ ـي
تورو اون دوردستها ديدم..
اسمتو از دور فرياد زدم
جيغ زدم..گريه كردم..اشكامو پاك كردم و خنديدم
اما چيزيو حس نكردم
دنيات شده مثه يه زير سيــــــــــــــــــگاري و من مثه يه سيگار توش ميسوزم و خاكستر ميشم..هرچي بيشتر گريه ميكنم بيشتر تبديل به لجـــــن ميشم....اين سرنوشتمه..
خندمو ببين